تجربه شرکت در اولین مسابقه دو، سن ژائو
مدتی بود که به خاطر مشغله فکری زیادی که داشتم و اینکه داشتم خیلی حرفه ای تر در زمینه ترید فعالیت میکردم، (ترید از اون دسته شغلهایی هست که کاملاً ذهنیه و احتیاج داره ذهن کاملاً آزاد و صافی داشته باشید) تصمیم گرفتم که یک فعالیت ورزشی رو انتخاب بکنم و هر روز انجام بدم. ( البته هر هفته جمعه ها با بچهها برای بازی فوتبال دور هم جمع میشدیم ) ولی دوست داشت فشار بیشتری داشته باشه ولی مجبور به حضور در سالن یا باشگاهی نباشم. دیده بودم بعضی از دوستام حرفه ای میدون پس یه کم مطالعه کردم و از دویدن خوشم اومد و شروع کردم به یاد گرفتن در موردش.
از تکنیکهای دویدن تا تغذیه و ریکاوری و ... کلی مقاله و ویدیوهای یوتیوب دیدم اطلاعات کلی خوبی به دست آوردم.
یک روز به صورت اتفاقی دیدم حدود یک ماه، ۴۰ روز دیگه یک مسابقه دو میدانی کوچک ۷ کیلومتری و ۱۵ کیلومتری در پورتو برگزار میشه منی که حتی دو کیلومتر هم نمیتونستم بدوم زد به سرم و ثبت نام کردم در رقابت ۷ کیلومتر. بعد از ثبت نام خب انگیزه زیادی شد برای اینکه تمرین و مطالعه بیشتری بکنم. تایم تمرینم رو منظم کردم رکوردگیری میکردم، سه روز میدویدم و سه روز تو خونه ورزشهایی میکردم تا ماهیچه های مربوط رو تقویت کنم، نرمافزار قدم شمار نصب کردم، در مورد تغذیه بیشتر خوندم اینکه چه غذایی بخورم که بیشترین انرژی رو میده و در ضمن باعث سنگینی نشه و اطلاعات بسیار زیادی در این مورد به دست آوردم تا اینکه یواش یواش نزدیک روز مسابقه شدم.
دو روز قبل از مسابقه در یکی از پاساژهای اینجا کانتری را نصب کردن و با توجه به شماره پیگیری که داشتیم بهمون یک تیشرت یک کیف کفش و یک شماره دادن که اون شماره رو وصل کنیم روی لباسمون من قبل از اون رفته بودم یک شورت و پیراهن ورزشی و یک کفش مخصوص دویدن خریده بودم پیراهن عالی بود بعد از اینکه کلی میدویدی هیچگونه عرقی روی پیراهن نبود و روی بدن هم اصلا احساس خیسی نداشتی، بدن گرم بود ولی خیس عرق نمیشدم.
تصمیم گرفته بودم دو ساعت قبل از شروع مسابقه یک صبحانه مختصری که شامل دو تا نون تست به اضافه کره بادام زمینی بود بخورم.
بعد از صبحانه و پوشیدن لباس مسابقه و بستن یه زانو بند به ساق پام به عنوان جیب برای یه خوراکی کوچک و برداشتن جا موبایلی که به بازو بسته میشد حرکت کردم به سمت ایستگاه اتوبوس برای رفتن به محل مسابقه.
وقتی به ایستگاه اتوبوس رسیدم دیدم چند نفر هم مثل من لباسهای مسابقه رو پوشیدن و مشخص بود به سمت محل مسابقه میروند. هم افراد مسن بودن هم دختر پسرهای جوون. بعد از اینکه به محل مسابقه رسیدم دیدم که اسپانسرهای برنامه کلی اشانتیون گذاشتن شرکت هیوندای اسکارف میداد، شرکت کونتیننتال یه شال گردن میداد و ... یک مقداری شبیه مراسم پیاده روی خانواده خودمون بود ولی رقابتی تر و سازمان یافته تر ( یک کلیپ کوتاه که خود برگزار کننده منتشر کرده رو در کانال تلگرام گذاشتم از اینجا ببینید ).
بعد از چک کردن شماره ها و قرار گرفتن در مسیر مسابقه، مسابقه شروع شد اول صف افراد خیلی حرفهای بودن یا افرادی که هزینه بیشتری داده بودند و میخواستند که حرفهایتر در مسابقه شرکت بکنند به همین خاطر اونها اول صف بودن وقتی که من به نقطه شروع مسابقه رسیدم تقریباً دو دقیقه از شروع مسابقه گذشته بود.
اکثر شرکت کننده ها برای تفریح آمده بودن و تعدادی هم مشخص بود حرفه ای تر میدوند و گروه کوچکی کاملا حرفه ای و به صورت فشرده داشتن رقابت میکردن.
مسیر به این صورت بود که از نقطه شروع ۳.۵ کیلومتر میرفتیم و بعد ۳.۵ کیلومتر بر میگشتیم و میرسیدم به نقطه شروع اینجا افرادی که ۷ کیلومتر بودن کارشون تموم میشد، ولی افرادی که ۱۵ کیلومتر بودن از کنار جایگاه شروع ادامه میدادن و ۴ کیلومتر میرفتن و دوباره بر میگشتن به نقطه شروع و اینجا بود که ۱۵ کیلومتر آنها هم تموم میشد.
برای نفرات اول در دو بخش مردان و زنان هم ۷ کیلومتر و هم ۱۵ کیلومتر جایزه هایی رو گذاشته بودن و به بقیه افرادی که در زمان تعیین شده میرسیدن یه مدال فینیشر، یه کلاه از اسپانسر، یک سیب و یک آبمیوه میدادن😄.
یک کیلومتر اول خیلی فشرده و اکثرا برای دویدن باید لایی میکشیدم ولی بعد از کیلومتر اول کم کم خلوت شد. هنوز به کیلومتر دوم نرسیده بودم که دیدم از مسیر کنار که لاین برگشت بود یه موتور رد شد پشت سرش یه ماشین که روی سقفش یه تایمر دیجیتالی بزرگ بود رفت و پشت سر اون چندتا از دونده هایی که مشخص بود حرفه ای هستن با سرعت بالا داشتن میرفتن که من گفتم من هنوز به نصف راه نرسیدم اینا دارن بر میگردن؟؟؟
تو یوتیوب یه فیلمی رو دیده لودم که مناسب افراد آماتور بود، میگفت دو دقیقه بدوید و دو دقیقه راه برید اینطوری هم دیرتر خسته میشوید و هم مسیر بیشتری رو میتونید طی کنید، من تو تمرین هام این رو تبدیل به دو دقیقه دویدن، یک دقیقه راه رفتن کردم و روز مسابقه هم همین قانون رو اجرا کردم که خب خوب بود، به قول دوستی که دونده حرفه ای بود و ازش مشورت گرفتم، تو ۷ لیتر آب داری، اگر همه رو اول کار بخوری دیگه آبی نیست که رفع تشنگی کنی، اگر همه رو نگه داری آخر کار باید اضافه ها رو بریزی دور پس طوری آب رو مصرف کن که در تمام مسیر به مشکل نخوری.
مسیر از کنار ساحل رودخانه دورو بود تا اقیانوس واقعا مسیر زیبایی بود.
بعد ازکیلومتر تقریباً ۴ دیدم یک میزهایی رو گذاشتن و بطری آب میدادند بهمون که خب من یه بطری آب برداشتم کم کم خوردم و از اونجایی هم که لباسم خیلی لباس نازکی بود و به اصطلاح خیلی راحت بود یه مقداری هم آب رو سرم ریختم که باعث خنکی بشه و گرما خیلی فشار بهم وارد نکنه، بالاخره خودم رو رسوندم به خط پایان وقتی از خط رد شدم ۷ کیلومتر رو کمتر از ۵۰ دقیقه دویده بودم.
بعد از اون اومدم کنار پارک یه مقداری نشستم آبی خوردم و اون آبمیوه و سیب رو خوردم و یه مقداری استراحت کردم تا فشارم برگرده و سرحال بشم و آماده بشم برای برگشتن به سمت خونه.
در زمان برگشتن متوجه شدم مسیری که میخوام برگردم رو پلیس بسته به خاطر عدم تردد خودرو و خب به خاطر اینکه خودم رو به یه ایستگاه اتوبوس برسونم باید مسیر زیادی رو میرفتم تصمیم گرفتم که از کنار رودخونه دورو حرکت کنم و بالاخره برسم به جایی که میشناسم خب این باعث شد که برم توی مسیر ۱۵ کیلومتر و اون ۷ کیلومتر دومی که اون افراد داشتن میدویدن رو از کنارشون رد بشم و میدیدم که افراد بسیار زیادی پیر، جوون، زن و مرد در حال دویدن هستند و دارن سعی میکن که خودشون رو به خط پایان برسونن منم بعد از تقریباً یک ساعت پیاده روی رسیدم به مرکز شهر و از اونجا تونستم خودم رو برسونم به خونه.
اولین کاری که رسیدم به خونه انجام دادم یه دوش آب گرم و خوردن یه تکه شکلات بود ( انگیزه من برای دویدن، خوردن شکلات بعد از تمرین بود چون خونده بودم شکلات ۷۰% برای ریکاوری خیلی خوبه)😉😄.
تجربه خیلی خوبی بود خوشحال بودم از اینکه تونسته بودم کاری رو که شروع کردم به نتیجه برسونم و از همونجا تصمیم گرفتم که در سری مسابقات دیگه که در پیش هست شرکت بکنم ولی خب متاسفانه به خاطر آسیب دیدگی انگشت شست پام تا الان سه تا از مسابقات را از دست دادم و فکر میکنم که مسابقه بعدی که میتونم شرکت بکنم در آوریل سال آینده در شهر اویرو خواهد بود امیدوارم بتونم هر چه زودتر تمریناتم رو شروع کنم چون خیلی خیلی کند و چاق و تنبل شدم و امیدوارم که بتونم با انجام تمرینات دوباره به شرایط قبل برگردم که فوقالعاده عالی بود از نظر احساسی و بدنی خیلی حس خوبی نسبت به خودم داشتم.
هنوز ادامه داره....
نظرات
ارسال یک نظر