آدمها و لحظهها
برای اینکه از فضای خانه کمی فاصله بگیرم و با تمرکز بیشتری کار کنم، چند باری به یکی از کافههای نزدیک خانهام رفتم.
اینجا، فرهنگ کافهنشینی و کار در کافه، کاملاً جاافتاده است. فرقی نمیکند کافه در منطقهای توریستی باشد یا محلهای مسکونی؛ در تمام ساعات روز، افرادی را میبینی که مشغول مطالعه، کار، دیدار با دوستان یا حتی خلوت با خودشان هستند.
هر بار که به آن کافه رفتم، جمعیت متنوعی از مردم را میدیدم. مثلاً خانم و آقایی با لپتاپ، در حال مکالمات کاری آرام؛ مرد میانسالی که روزنامه میخواند؛ و البته زوج مسنی که چند بار حضورشان توجهم را جلب کرد.
زن مشغول مطالعهی کتاب بود، مرد روزنامهای در دست داشت. دو فنجان قهوه جلویشان، لباسهای مرتب و چهرهای آرام.
شاید هر روز، یا چند بار در هفته به این کافه میآمدند. جایی برای دیدن مردم، حضور در فضای جمعی، مکثی از تنهایی خانه، و بازگشت آرام به آن.
پرتغال کشوری با جمعیت سالمند بالاست. احتمالاً این زوج، اگر فرزند یا نوهای داشته باشند، دیدارشان محدود به آخر هفتههاست. پس انتخاب کردهاند در دل هفته، به جای منتظر ماندن، جایی بیرون بیایند، کتاب بخوانند، روزنامه ورق بزنند و در سکوت کافه، در جمع باشند...
در دنیای امروز، همین «بودن» خودش یک انتخاب بزرگ است.

نظرات
ارسال یک نظر